ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

323

تاريخ گيلان ( فارسى )

اگر اطفال ديگر به شير مادر پرورش يافته باشند او به خون جگر پدر پنج شش ساله شده مطمح نظر و علاقه باطن و ظاهر آنست كه اگر بزرگ‌تر شود نصيب درويش‌زادهء متقى حلال‌خورى باشد كه دعاى او نتيجهء آخرت امهات باشد . مىگويند كه در خلوت مذكور مىشود كه براى پادشاهزادهء عالميان حاشا لياقت دارد و خوش‌آمدگويان بعضى بواسطهء دشمنى بنده و جمعى ديگر به متابعت قول سلاطين تحسين اين قول مىكنند . پادشاها - ظل الها چون از پردهء حجاب بدرآمده باشد اميد عفو دارد . پادشاه جوان مثل پادشاه را فرزند كارآمدنى آنست كه بعد از چهل - سالگى پدر متولد شود كه چون پسر بسر حد كمال رسد والد بزرگوارش ترك سلطنت تواند كرد و به او گذاشت و الا همان نوع كه در ديگر ورثه ملك انديشه مىكنند در ولد صد چندان مىبايد كرد . كدام جوان نو رسيدهء پادشاه وارث است كه سلطنت را براى خود نخواهد . بنده را هم اتفاقا اگر زندگى باشد ممكن است كه بيست سال ديگر زنده باشد چه مردمى كه در سن پدر بنده‌اند هنوز در گيلان هستند و بنده را پنجاه و هفت سال از عمر گذشته اگر به هوادارى داماد خود متهم گردد و يا بتأئيد قضاياى عالم مفتنان پسر پادشاه را برداشته به گيلان آورند عياذا باللّه بنده را جز اطاعت داماد خود و شركت اهالى فتنه چه علاج است و اگر فتنهء او به اين مرتبه نرسد و مثل اسمعيل ميرزاى مرحوم در نظر پادشاه